| خانه | آرشيو | پست الکترونيک |
|
جدایی نادر از سیمین ، فیلمی ذاتن سیاسی
برای سخن گفتن در باره ی یک فیلم می توان از نظریه های مختلفی کمک گرفت. نظریه ی ادبی و نظریه ی فیلم تا حد زیادی همپوشانی و شباهت دارند. نظریه های ادبی زیادی وجود دارد از جمله نشانه شناسی ساختارگرا، روانکاوی، نقد جامعه شناختی، واسازی ( ساخت شکنی)، نقد فمینیستی، نقد مارکسیستی و ... در مورد فیلم جدایی نادر از سیمین هم به کمک تعداد زیادی از این نظریه ها می توان اظهار نظرکرد مثلن از دیدگاه نقد جامعه شناختی می توان هر یک از آدم ها را نماینده ی طبقه ی خاصی از جامعه به شمار آورد و با بررسی روابط و مناسبات این آدم ها، ساختار جامعه و نیروهای شکل دهنده ی امر اجتماعی و همچنین تاثیر جامعه بر فرد را شناسایی و تحلیل نمود. مثلن در این فیلم می توان نادر را نشانی از طبقه ی متوسط جامعه ی در حال گذار به شمار آورد که از یک سو باید به سمت افق های تازه برود و امر زندگی را سامان ببخشد و از سویی جنازه ی سنگین سنت ها و قیود گذشته (پدر) بر دوش اش سنگینی می کند. این فیلم را با نوع نگاه فمنیستی هم می توان نگریست و قایل شد که زن است که ثبات و انجماد جامعه را به سوی تحرک و بی نظمی یا بی ثباتی می برد و در واقع نوعی ضد روایت در برابر اقتدار مردانه قرار می دهد و ساختار سنتی قدرت را متزلزل می کند. از منظرهای دیگر هم می توان به این فیلم نگریست و بستر را برای گشایش کلام باز نمود و در واقع اثر را نقد کرد اما می خواهم در این جا بگویم که فیلم جدایی نادر از سیمین به واسطه ی ساختار ویژه اش بیشتر به رویکرد ساخت شکنانه ( واسازی) اجازه ی ورود می دهد بدین معنا که از آن جا که نوع نگاه در این فیلم نگاهی ساخت شکنانه یا واسازی کننده است، نوع نقد ساخت شکنانه را هم به خود راه می دهد و گویا چنین نگاهی بهتر می تواند کلیات و اجزای اثر را به رشته ی شناسایی و تحلیل درآورد. فیلم جدایی نادر از سیمین اساسن و ذاتن یک فیلم سیاسی است. سیاسی بودن به زعم من الزامن متضمن پرداختن به موضوعات سیاسی یا تعریض زدن به شکل خاصی از نظام یا حکومت داری نیست. در این فیلم هم با وجود ارجاعات کم رنگ و حاشیه ای سیاسی، محتوای کلی کلام در باره ی سیاست نیست بلکه بیشتر درباره ی آدم ها و روابط و فلسفه ی هستی حرف می زند. اما می خواهم بگویم که این فیلم به طریق دیگری سیاسی است. یعنی از اساس، کاری به شکل حکومت در سرزمینی خاص ندارد بلکه به طور کلی تعریضی به امر سیاسی ( در مفهوم عام آن یعنی مسئله ی حکومت داری در سراسر جهان) دارد. فیلسوف فرانسوی " میشل فوکو" در چند مجلد از کتاب های مقطع ساز خود به بررسی و تحلیل ساختارهایی می پردازد که بشر به کمک خود آن ها درباره ی خود و ساز و کارهای حاکم بر جامعه اش حرف می زند. او بحث می کند که ساختارهایی مانند عقل ( خرد) – دانش – مراقبت و تنبیه ( زندان) – جنسیت – پزشکی و ... در عین حالی که امکان آن را فراهم آورده اند که بشر بتواند به کمک آن درباره ی بخشی از گفتمان های حاکم بر جوامع حرف بزند، در واقع خود نوعی ساختار و چارچوب محدود کننده به انسان و تفکر انسانی تحمیل کرده اند. مثلن در کتاب " تاریخ جنون" او بحث می کند که چگونه گفتمانی نجات بخش همچون عقل ( خرد) خود چارچوبی دست و پاگیر و حتا ابلهانه برای محدودیت گروهی از انسان ها و محدود ساختن بخشی از معرفت بشری و حذف و طرد آن را فراهم آورده است. در کتاب " پیدایش کلینیک" به ساختار های محدود کننده ی مشابهی در حوزه ی " پزشکولوژی" می پردازد. در کتاب " مراقبت و زندان" به مسئله ی قضا و داوری می پردازد و نشان می دهد در عین بدیهی و لازم بودن این گفتمان، چقدر توانسته است به ساختار گفتمان های علوم انسانی شکل بخشیده و بخش هایی از آن را حذف و جرح و طرد کند. نهایتن ایده ی مرکزی در آرای فوکو این است که این نهاد ها و ساختارهای مرتبط به علوم انسانی درست است که در مقام تولید گفتمان هستند و فضایی برای بازشناسی علوم انسانی و ساز و کارهای حاکم بر آن فراهم می کنند اما در عین حال مجراهایی برای کنترل و محدودیت آن هم تولید کرده اند. در کارتنی که از یک شبکه ی تلویزیونی دیدم پلیس و قاضی و پزشک به کمک همدیگر برای سگ خانه گی خانواده ی " اسپاگتی" ( که مشکوک به نوعی بیماری واگیردار بود) حکمی صادر کردند و آن را به اجرا درآوردند. کنار هم قرار گرفتن پلیس – قاضی و پزشک امری اتفاقی نیست. این سه از گفتمان های برتری بخش و اقتدار دهنده در دوران کنونی به شمار می آیند که البته هر سه برای ارائه ی خدمات و رفاه بهتر و بیشتر در جامعه پدید آمده اند اما اکنون تبدیل به نهادهایی برای شکل دادن و منشأ و ملجأ اقتدار می گردند. در فیلم جدایی نادر از سیمین، امر قضا که یکی از ارکان اقتدار بخش در دوران جدید است مرتبن به تعویق و تاخیر می افتد. فرهادی با هوشمندی در نوشتن فیلمنامه کاری کرده است که مدام داوری را به حالت تعلیق در می آورد و اجازه نمی دهد که مخاطب قضاوت کند. حتا ساختار قانونی درون فیلم (دادگاه) نیز تا پایان فیلم هیچ حکمی صادر نمی کند. همه چیز به تعویق و تعلیق افتاده و گویا ایده ی اقتدار حاکم به تعویق افتاده است از این منظر است که شاید بتوان مدعی شد جدایی نادر از سیمین ذاتن یک فیلم ضد اقتدار گرایی است و هر جا که قرار است ثبات و استقرار یک ایده ی مرکزی را در فیلم داشته باشیم، قاعده را بر هم می زند و اجازه ی داوری را از ما می گیرد در عین حال آن را به شکل تکثیر شده و چند وجهی در اختیار مخاطب قرار می دهد به این معنا که با برش های عرضی فراوانی که از آدم ها ارایه می دهد سعی می کند تکثیر دیدگاه ها در امر داوری را عرضه نماید و قضاوت ( اقتدار) را به چالش بکشد. در فلسفه ی اخلاق کانت، مفهوم " خود" و " دیگری" دو مفهوم هستند که در برابر و قرینه ی یکدیگر هستند. بدین معنا که می گوید برابری آن است که آن چه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسندی و بر عکس. در واقع در این جا مفهوم "دیگری " چیزی است که از درون " خود" بدان نگریسته می شود و ماهیتی ذاتی برای آن قایل نیستیم. " دیگری" چیزی است که " خود" نیست. وجود آن وابسته به وجود " خود" می باشد. ما به طور سنتی و باستانی فرا گرفته ایم که " دیگری" را از جایگاه با ثبات و با اقتدار " خود" بنگریم و اساسن اعتقاد به این که آن هم جایگاهی مشابه و متناظر با این یکی می تواند داشته باشد بر ایمان مفهومی ندارد. اما در فلسفه ی امانوئل لویناس این امر به چالش کشیده می شود و " دیگری" از انقیاد " خود" درمی آید و به رسمیت شناخته می شود . در نظریه های ساختار شکنانه از مفهوم تقابل دوتایی خود/ دیگری، ساخت شکنی می شود و دیگر نظام ارزش داوری میان یکی از دو جزء این تقابل دو تایی نیز برداشته می شود. در این صورت است که به هنگام داوری " دیگری" را از دریچه ی " خود" بازنمی شناسیم و وجود و ماهیتی مستقل برای آن در نظر گرفته می شود. این جاست که امر قضا و داوری دشوارو ناممکن می شود چرا که در واقع نوعی نسبی نگری حاکم گشته است که تمام ریز علت ها را می بیند و می شناسد و برای هر کدام ارج و ارزشی قایل است. در انگاره ی سنتی از امر قضا ما می گوییم: ای قاتل به دارآویخته شو چون کشتی! اما اگر بتوانیم نگاهی نسبی نگرانه و خردمندانه داشته باشیم باید بگوییم ای قاتل تو کشتی! اما معلم تو، پدر تو، مادر تو و همه ی نیروهایی که تو را بدین جا کشاندند نیز کشتند. پس صدور حکم قطعی امری دشوار می گردد و نیاز به حکمت فراوان دارد. در قران نیز وقتی اشاره می شود: " من یعمل مثقال ذرة خیرا یره و من یعمل مثقال ذرة شرا یره" در واقع به عدالت مطلقی که امکان برپاشدنش هست اشاره می کند، جایی که تمام ریز علت های کوچکترین حوادث را می توان دید و سنجید و اینجاست که واقعن صدور یک حکم قطعی و نهایی امری ناممکن به نظر می رسد. اما در مورد ساختار فیلم هم باید گفت که فرم و محتوای این اثر به شدت تکمیل کننده و سازنده ی هم اند. گاهی ریتم به شدت کش می آید و گاهی به کمک ریتم در یک اتفاق حتا ساده ضربان قلب تماشاگر را بالا می برد. فیلم از ایجاز بسیار خوبی برخوردار است. از زیاده گویی پرهیز می کند و بیشتر به کمک نشانه شناسی اجزای دیداری سعی می کند همه چیز را برساند. مثلن یک نما از اتاق خواب نادر و سیمین در ابتدای فیلم می آید و تخت خالی را نشان می دهد و اتفاقن سیمین در آن جا مشغول شمارش پول است؛ از این نما اطلاعات زیادی به مخاطب می رسد مثلن ناخودآگاه می فهمیم که روابط این زوج به سردی گراییده و چالشی که معمولن پس از یک دهه زنده گی مشترک در خانواده های ایرانی ایجاد می شود به خوبی نمایش داده شده و نمای شمارش پول هم امر حسابگری را به ذهن متبادر می کند که در مقابل تختخواب کارکردی متضاد و تاثیر گذار دارد. در نمای دیگری وارد منزل مادر سیمین می شویم نصاب دیش ماهواره یک جمله ی کوتاه می گوید و یا وجود دیش ماهواره در بالکان منزل نادر بدون هیچ توضیح اضافی اوضاع و احوال جامعه ی درحال گذار ایرانی را نشان می دهد. کلیه ی نماهای خارجی که " مرضیه" ( به عنوان زن آسیب پذیر فیلم) را نشان می دهد ، به شدت مغشوش و پر از عناصر و المان های درشت است. مثلن او را لابه لای نرده ها و از پشت حصارها یا میان ماشین می بینیم که این خود آگاه خشونت یک جامعه ی دارای ارزش های مردانه را به ذهن متبادر می کند. در نمایی داخلی، مرضیه وقتی می خواهد کارش را در منزل نادر شروع کند تمام پرده ها را می کشد و فضا را می بندد و تاریک می کند که می تواند گویای حد و مرزها و حصارهایی باشد که زن جامعه ی ایرانی به دور خود می کشد و آن را می پذیرد. نمایی که نادر و سیمین را داخل آسانسور در حال پایین رفتن نشان می دهد به خوبی گویای فرورفتن آن ها به درون یک بحران و افت زندگی مشترک شان است که با همهمه ی محو سالن دادگاه تکمیل می شود. به طور کلی فیلم به کمک تکنیک های بسیار ساده ی تصویری که جزو اصول اولیه و ساده اما بسیار کلیدی هستند ، و همچنین به کمک تدوین، تصویربرداری و بازی بسیار درخشان بازیگران، توانسته جنبه های بسیار غریبی از واقعیت های بسیار آشنا و معمولی زندگی ما را نشانمان دهد و در واقع به سمت سوی نوعی هایپررئالیسم می رود. جدایی نادر از سیمین فیلم کم ادعا و آبرومندی است و ارزش بیش از یک بار دیدن دارد. |+| نوشته شده توسط ابوالفضل حسینی در دوشنبه نوزدهم اردیبهشت 1390 و ساعت 1:59 |
|
درباره وبلاگ
![]() ابوالفضل حسینی- متولد اسفند ماه 57- داروساز
برداشت و کپی کردن مطالب تنها با ذکر منبع و نام نویسنده مجاز می باشد. منوي اصلي
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازي ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته هاي پيشين
اردیبهشت 1390اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 آرشيو موضوعي
نقدادبیات هنر جامعه فرهنگ سیاست پيوندهاي روزانه
مرگ شعر / به سوی شعر وضعیتواسازی رفتار جمعی ایرانیان در محرم یادداشت های یک دیوانه برای یک دکتر وقنی گرگ ها به شهر می آیند نظریه ی بحران از درون بحران نظریه آرشيو پيوندها پيوندها
هیچرضا زنگی آبادی آرش شفاعی سمسا رایان انجمن دانشجویان و دانش آموختگان بجستان رویابین ها(سینمایی) نشریه ادبی خوانش روزنامه اعتماد دکتر ناصر فکوهی داریوش آشوری بهزاد خواجات وبلاگ داستان نویسی هفتان مزدک پنجه ای انجمن مجازی-نقد ادبی چیستی شعر علی ربیعی وزیری مازیار نیستانی رخداد روزنامه اعتماد ملی بی بی سی فارسی خبرگزاری ایسنا حمید موذنی-مدارا ابوالفضل حسنی به روز شدگان-اخبار وبلاگ های ادبی تادانه قابیل دمادم-محبوبه میم پایگاه خبری گناباد اسدالله امرایی مرور-ادبیات ایران تاریخ فلسفه فلسفه و حکمت کارگاه نقد -ام به توان دو پس کوچه ها تازه های ادبی نویسه متافیزیک و حضور در دنیای مجازی مجله دیباچه فروپاشی اول شخص مفرد مجله بخارا پسا هفتاد قالپاق پرسش پارسایی اندیشه است فلسفه ذهن در ستایش دیوانگی هنرکده فلسفه مجله ذهن هرمنوتیک زیست شناسی- رضا بختیاری امین بزرگیان- تجربه زیسته مهرداد فلاح روجا-زهره نعیمی توقف ممنوع کوچه فرهنگ-سید رضا صائمی رنگ خیال-مهدی ثابت با نفسهایم جامعه شناسی ایران آنات ماه سو زنده جوب بنیاد مطالعات ایران تنگ ارم اثر گفتمان آگورا شوخی با فرهنگ و اجتماع سفر به دیگری جواد عاطفه خسرو ناقد عمق میدان زلزله ذهن-رضا عظیمیان علی امیری-باران بچه هاي اسماعل سيد پيك مستند فيلم كوتاه قصه خواني- روهولا جمع پراكنده چهل قصه بنياد باران سياهه ي مسير اسكيس تلخ مثل عسل مصطفا فخرايي خواهان صلح زبان شناسي مجله شعر آستان صفاريان فرزان سجودي پل ادبي پياده رو هوش هاي چندگانه- مهدي مرادي رجب بذرافشان زنيدن - سيما سلطاني ديش سپيد-راهي نامه هاي پارسي-مسعود سالاري رضا جمالي حاجياني فرزند كوير-حسين احمد نژاد امير خالقي-به خون ادبيات محض مداد سياه - فرزام شيرزادي نادر نظامي عبدالحسين فخرايي-لب دريايي ها فلان بن هيچكس قلم سبز مازيار بياناتي ايران تياتر كوبه-نيما فرحبخش لوگوس-حميد حياتي پنجره ها
ياهوروزنامه اعتماد ملي گوگل امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |